علمی
خلاقیت؛ راه فقرزدایی فکری و علمی

خلاقیت؛ راه فقرزدایی فکری و علمی

خلاقیت چیست؟

برخلاف تصور همگان که باید چیزی که وجود ندارد و آن را به وجود آورد؛ ما می گوییم خلاقیت یعنی از چیزی که در ظاهر وجود ندارد بتوانی چیزی جدید بوجود بیاوری و یا تغییر در آن ایجاد کنی که چیزی جدیدی شود و بتواند نیازی را برطرف کند حتی اگر آن خلاقیت فقط نیاز تو را برطرف نماید. برای درک بهتر مثال‌های زیر را می‌زنیم تا بهتر درک کنیم:

  1. برای مثال یک فرد متدین در مسجد نشسته است و می بیند بعد از نماز رحل می آورند و قرآن پخش می کنند تا قرآن بخوانند؛ با خود می گوید علت رحل دادن چه است؟ و با خود جواب می دهد که علتش احترام گذاشتن به قرآن است. پس می بیند که حداقل یک نفر باید قرآن پخش کنند و یک نفر هم رحل را پخش می کند و در جمع آوری هم باید همین کار را بکنند و ضمن اینکه جا و فضای زیادی برای رحل نیز باید در نظر گرفت. این فرد با خود می اندیشد که آیا می شود که عملی انجام داد که فقط یک کار باشد و فضا هم برای رحل نخواهیم؟ پس این فکر کردن او را به کنکاش و جستجوی فکری و علمی وادار می کند و ممکن است جرقه ای به ذهنش برسد که اگر آن دو را یکی کند می تواند کار را بسیار راحت و ساده نماید و با خودش می گوید اگر جلد کتاب قرآن را از جنس خاصی بکنیم که تحمل وزن صفحات را داشته باشد و زیاد هم باعث افزایش وزن کتاب قرآن نشود؛ می تواند بصورت رحل در آورد . این یعنی خلاقیت از روش اینکه چیزی در ظاهر وجود نداشته است ولی بوجود آمد.
  2. فرض کنید در خانه کوچکی که دارای آشپزخانه کوچکی است زندگی می کنید و همیشه درب یخچال باز کردن باعث کمبود جا در آشپزخانه می شود . اگر با خود فکر کنید که بتوانیم درب را تغییر دهیم و مثلا بصورت کره کره ای در بیاوریم؛ هم فضا را دیگر اشغال نکرده و هم باعث صرفه جویی انرژی می‌شویم. چرا که کل درب را باز نمی کنیم تا انرژی مصرف شود و فقط آن بخش از کره کره را بالا می‌بریم که نیاز داریم. این یعنی خلاقیت از روش اینکه چیزی در ظاهر وجود داشته است ولی با تغییر در آن بوجود آمد.
  3. و

این مثال ها برای این بود که آشنا گردیم که خلاقیت چقدر مهم است و اگر در فرهنگنامه‌های دهخدا و عمید به معنای خلاقیت بگردیم ؛ خواهیم دریافت که از کلمهخلقگرفته شده است و معنای آن “آفرینش، بوجود آوردن، ابداع، احداث” می باشد و بنده اعتقاد دارم کهخلقبه معنای این نیست که چیزی را بسازی که در این صورت باید کلمهصنعبکار برده می شد. بنابراین خداوند ما را خلق کرده است و تمام علم و قدرت عرضه آن را برابر آیات 30 تا 32 بقره به ما داده است . پس ما نیز که خلیفه خدا گشته ایم باید خواست او که عبادت یعنی اطاعت از دستورش را انجام دهیم و بهترین راه همان خلاقیت می باشد.

از اینرو با خلاقیت می‌توانیم علم درونی خود را بیرون بیاوریم و عرضه کنیم و اینگونه عبادت و اطاعت از خدا کرده ایم و شاید ایده / طرح تو در حال حاضر به دلیل صنعت و دانش نتواند کاربرد پیدا کند ولی تو با همان جرقه زدن باعث شده ای که نوری در درونت روشن شود که این نور همان علم درون خودت است که باعث روشن کردن بیشتر تاریکی‌های درونت می گردد و تو را از جهالت بیرون خواهد آورد و عالم‌تر خواهد نمود و هر چقدر خلاق‌تر گردی؛ باعث روشن تر شدن خودت و دیگران خواهی شد.

چگونه خلاق گردیم؟ می توان به دو صورت خلاقیت را بالفعل کرد:

  1. از طریق علم آموزی:

ممکن است فردی ایده داشته باشد و در حقیقت فردی متفکر و دارای سواد خوبی است و به دلایلی؛ علاقه علمی بیشتری پیدا کرده است و یا دارد. ما این فرد را در جلسات “ایده پردازی” به سمت “ایده‌پروری” هدایتش خواهیم کرد یعنی در اتاق ایده” در کارگروه علم آفرینی به او کمک می کنیم تا خلاق گردد. و در مورد هر موضوعی با زاویه جدید نگاه کند . برای مثال او در اتوبان ‌ها می بیند کلی دوربین کنترل سرعت گذاشته اند و در ابتدا هم قبض عوارضی به او می‌دهند. با خود می گوید بجای این همه هزینه دوربین کنترل سرعت شود اگر آن قبض ها را به بارکدخوان مجهز کنیم و در عوارضی پایان اتوبان هم بارکدخوان بگذاریم، خواهیم دریافت که آن فرد مسیر اتوبان را مثلا اگر یک ساعت و ده دقیقه باید طی می کرده را در یک ساعت طی کرده است؛ پس او تخلف حداکثر سرعت را کرده است. و یا در حالا حاضر در ابتدا و انتهای اتوبان تهران-قم دوربین دریافت عوارضی گذاشته اند و بصورت نرم افزاری شده است و به او یاد می‌دهیم که در اینگونه اتوبان‌ها هم دیگر نیاز به بارکدخوان نیست و می توان بصورت نرم افزاری تخلفش را در انتهای اتوبان اطلاع دهیم و یا حتی در حین رانندگی به او اطلاع دهیم. و اینگونه خواهیم دریافت که هم فرهنگ را درست کرده ایم و آموزش داده ایم که رعایت نمایددر حقیقت فرد علم آموز قابلیت سئوال مطرح کردن دارد.

اگر علم آموز باشد:                   ایده پردازی + ایده پروریخلاقیت

2.از طریق کار آموزی:

ممکن است فردی ایده نداشته باشد و در حقیقت علاقه عملی و فنی (کاری) بیشتری به دلایلی پیدا کرده است و یا دارد. ما این فرد را در جلسات ایده پردازی به سمت ایده سازی هدایتش خواهیم کرد یعنی در اتاق‌ایده در کارگروه کارآفرینی” با مطرح کردن سوالاتی به او کمک می کنیم خلاق گردد. برای او صورت مساله تعریف می کنیم تا راهکارهایش را بداند و اینگونه به سمت خلاقیت می بریم. برای مثال برای یک فرد کارآموز سوالاتی مطرح می کنیم که با علایق او همخوان است مثلا یک فرد کارآموز دارای توانایی جسمانی زیادی است و به گردشگری علاقه دارد و می تواند چند روز گرسنگی را تحمل نماید و به او یاد می دهیم که اگر در بیابانی گیر افتاد چگونه خود را نجات دهد. و او را وادار می کنیم که تراوش ذهنی نماید یعنی می گویم اگر دربیابان بودی چه ساعتی حرکت کنی بهتر است؟ و دلیل آن چیست؟ و اینگونه او را وادار به فکر کردن و پیدا نمودن جواب سوالات خواهیم کرد.

چراکه تفاوت کار آموز با علم آموز در اینست که علم آموز خودش سوال مطرح می کند بدون آنکه نیاز یا علاقه ای به حل آن مساله داشته باشد ولی کارآموز در صورت مطرح شدن نیاز یا علاقه؛ شروع به حل و برطرف کردن نیازش می نماید.

بعد از آماده سازی کارآموز؛ او را کنار افراد خلاق قرار می دهیم تا در او حرکت ایجاد شود یعنی با افراد علم آموز یک گروه خواهیم کرد تا علم آموز نگاه و زاویه او را تغییر دهد و به این صورت هم کمک به علم‌آموز کرده ایم که معمولا ضعف عملی دارند و نمی توانند ایده های خود را بسازند و هم به کارآموز تغییر نگاه به هر موضوعی را یاد می دهیم که می تواند کارها را ساده تر نماید و این ساده کردن کار یعنی همان خلاقیت.

بدین صورت یک همدلی و دوستی بین آنها ایجاد خواهد شد و همچنین کار گروهی کردن را یاد می‌گیرند و علم آموز بعنوان مغز سیستم فعالیت خواهد کرد و کارآموز بعنوان قلب سیستم کار و فعالیت خواهد کرد و اینگونه در کنار هم یاد می گیرند که بخشی از یک سیستم هستند .

اگر کار آموز باشد:                   ایده پروری + ایده سازیخلاقیت

راهکار و نتیجه گیری :

نیاز است هر فرد در جلسه ای در اتاق ایده حضور یابد تا در ابتدا تشخیص داده شود که او علم‌آموز است یا کارآموز؟ و سپس در جلسات بعدی او را هدایت به کار تیمی می‌نماییم. و در نهایت ایده/ طرح آنها اگر قابلیت تبدیل به طرح صنعتی و یا اختراع بود آنها را ثبت نماییم تا همگی بتوانند از مزایا آن استفاده نمایند و در حقیقت یک سرمایه علمی و عملی در آینده برای خود داشته باشد.

بنابراین ما با یاد دادن چگونگی استفاده از حداقل امکانات موجود و با خلاق نمودنش به او یاد می‌دهیم چگونه مدیریت زندگی نماید و در شرایط بحران چگونه با خلاقیت؛ خود و دیگران را از بحران نجات دهد و در حقیقت سبک زندگی خلاقانه به او آموزش می‌دهیم. در ضمن به او یاد می دهیم که چگونه کار و سرمایه برای آینده زندگی خود با خلاقیت ایجاد نمایددر ضمن هدف ما حتما مخترع/طراح نمودن فرد نیست و ممکن است یک فرد نتواند طرح و ایده اش را به ثبت برساند ؛ بلکه هدف اصلی ما تغییر سبک زندگی او به سبک زندگی خلاقانه است و در کنارش اگر او بتواند ایده/طرحی هم به ثبت برساند تا سرمایه کاری برای آینده اش شود نیز بسیار خوب است.

با خلاقیت می توان فقرزدایی فکری و علمی نمود

مطلب مشابه به شرح زیر را می توانید مطالعه کنید