علمی
00110- واقعیت مجازی یا مجازیت واقعی

00110- واقعیت مجازی یا مجازیت واقعی

واقعیّت مجازی یا مجازیّت واقعی:

همه ما با دنیای مَجازی آشنا شده ایم و می دانیم که این دنیا نیز در حال شکل گیری است و چه بخواهیم بپذیریم و یا نپذیریم؛ این دنیا در حال اتصال به دنیای واقعی ما (دنیای مادی) است و چه خوبست در این اتصال همانگونه که نباید اختیارمان را به دنیای واقعی (مادی) بسپاریم، اختیارمان هم به دنیای مَجازی نسپاریم وگرنه دنیای مَجازی به حقیقتی تلخ برای ما تبدیل می شود و مانند انیمیشن “وال.ای” همه امور در اختیار رباتها قرار خواهد گرفت و مجبور به ترک زمین خواهیم شد. اما می توان همچون سیمرغ که نماد دانش و بینش است در تقارن این اتصال دنیای مَجازی به دنیای واقعی هوشمندانه رفتار کرد و اختیار امور در دستمان باشد.

از طرفی تقریبا همه ما با اصطلاح واقعیت مَجازی آشناییم که رویاهای مردم را به حقیقت تبدیل کرده است برای مثال فردی دوست دارد اسکی کند و یا به سفر برود ولی بدلیل وقت و هزینه نمی تواند به علاقه های خود برسد اما می بینیم که این ابزارهای واقعیّت مَجازی چقدر باعث سهولت و راحتی گردیده است و حتی برکات و خیرات فراوانی دارد . مانند شبیه سازی هواپیما که برای خلبان ها چقدر مفید است اما اگر قرار نباشد خلبان گردیم این می تواند یک تهدید محسوب شود چرا که فرد عادت به استفاده از این ابزارها می کند و ضمن از دست دادن حرکت خود، باعث می شود اراده و اختیار خود را نیز به این ابزارها دهد و همانی می شود که نباید شود و مانند فیلم “وال.ای” تبدیل به مردمی چاق و بی اراده خواهیم شد. درصورتیکه تنها موجودی که جامع اختیار و اراده دارد ؛انسانیعنی خودت هستی.

با خود می اندیشیدم در این شتاب نوری که دنیای مَجازی به سرعت سمت ما در حال حرکت است و به زودی این دو دنیا با هم مواجه خواهند شد؛ چه باید کرد ؟! . یا دنیای واقعی باید در اختیار دنیای مَجازی قرار بگیرد و یا دنیای مَجازی باید دنیای واقعی را در اختیار داشته باشد. چراکه هر دنیایی قوانین خود را دارد و دوست دارد که بقا و دوام داشته باشد. مانند فصول سال که هر فصلی در صورت داشتن شرایطش دوست دارد بیشتر باشد. برای مثال زمستان که اگر اجازه پیدا کند دوست دارد همه جا را قطب جنوب و شمال نماید چراکه این قوانین طبعیت مادی است. لذا قوانین طبیعت مَجازی نیز همینگونه است که اگر فرصت یابد حتما تمام دنیای واقعی را در اختیار خود می کند.

بفکر فرو رفتم که حال که واقعیّت مَجازی در حال تبدیل به حقیقت شدن است و باعث تسهیل در ورود دنیای مجازی خواهد شد. آیا می توان دنیای مَجازی را قبل از فراگیر شدن در اختیار خودمان گرفت؟!

دیدم می شود به راحتی با تغییر تفکر و بینش خودمان به دانش مَجازی جهت داد و مانند تصویر طراحی شده که سیمرغی که با دو بالش قبل از اتصال این دو دنیای مجازی و واقعی آنها را اختیار می گیرد؛  ما هم می‌توانیم با بینش و دانش بشری دنیای مَجازی را در اختیار بگیریم و از این رو اصطلاح مجازیّت واقعی را بکار بردم (اصلاح مجازیّت در ادبیات شاید اصلاح نادرستی باشد ولیکن مجبور به استفاده از این اصطلاح شدم چراکه مفهوم را خوب می‌رساند) یعنی بجای اینکه واقعیّت مَجازی کنیم بیاییم مَجازیّت واقعی کنیم (یعنی دنیای مَجازی-واقعی)

از طرفی اگر به خودمان نگاه کنیم می بینیم همه ما دارای قوه خیال هستیم و در این دنیای خیال چه کارهایی که شدنی در دنیای واقعی نیست را انجام می دهیم. لذا اگر دنیای مجازی را مانند قوه خیال خودمان بپذیریم با این تفاوت که به حقیقت تبدیل دارد می شود؛ می توان زندگی مشترک با این دنیا راه انداخت که نه دنیای واقعی(مادی) ما را در اختیار بگیرد و نه دنیای مَجازی ما را فراگیرد و راز آن در همان صفر و یک است که در “اکیمیای دیجیتال / انرژی صفر و یک” به آن اشاره کردم چراکه از نظر من (امیر رها) دنیای خاکی و مادی ما سراسر از صفر و یک است و دنیای مَجازی هم سراسر از صفر و یک است. پس وجه متشابه ما (بشر) ، دنیای واقعی و دنیای مَجازی در “صفرویک” است که از آن به عنوان “انرژی صفرویک” یاد کردم.

در اینجا برای اینکه بتوان بهتر درک کرد شکل بالا را کشیدم تا ببینیم که اگر بینش و دانش خود را “صفر و یک” کنیم باعث خواهد شد که دیگرهمه چیز را جدا از خود نبینیم و اگر مساله و اموری را انجام دهیم برابر این سه راس مثلث باشد دیگر نگران از دست دادن اختیار زندگی مان نخواهیم بود. برای درک بهتر مثالی از بازی های رایانه ای می آوریم تا ببینیم که با تغییر نگرش می‌توان از این ببعد بجای اینکه به تولید بازیهای رایانه ایی بپردازیم که خودمان را در اختیار آن قرار دهیم به تولید بازیهایی بپردازیم که در تعامل با ما باشند که نمونه هایی از آن را در زیر اشاره می کنم:

  1. مثلا بازی لی لی و یا مارپله و غیره را بجای اینکه در گوشی انجام بدهیم طوری برنامه نویسی کنیم که هر سه دنیا وجود داشته باشد برای نمونه می توان برنامه مارپله را در گوشی و یا تبلت داشت ولی بجای اینکه روی گوشی بازی کرد تصویر آن روی زمین بیفتد و بچه هم با دنیای واقعی سروکار داشته باشد و هم با دنیای مجازی و هم اینکه اختیار در دست او باشد و می بینیم که بچه ضمن در اختیار داشتن این ابزار؛  به حرکت هم در می آید چراکه در تصویر خانه هایی که روی زمین افتاده باید حرکت کند و بجای اینکه تن‌پرور شود باعث حرکت او نیز شده ایم و همچنین سلامت او را نیز به خطر نیانداخته‌ایم.
  2. می توان ابزار الکترونیکی مانند موبایل را به عنوان یک وزنه در نظر گرفت و برنامه های ورزشی تولید کرد که گوشی موبایل بعنوان یک وزنه برای حرکات کششی و نرمشی استفاده کرد . برای مثال 5 بار گوشی موبایل را بالا ببرد و یا سمت چپ و یا راست کند. و این را به بانک اطلاعاتی وصل نماییم که بچه ها و یا بزرگسالان هر روز مجبور به ورزش کردند باشند.
  3. می توان بجای بازی های جنگی که هر شخص را وادار به خشونت در بازی می کند ؛ بازیهایی طراحی نمود که همان جنگ باشد اما جنگ علیه بیماری و میکروب، برای مثال در بازیهای آنلاین دو نفر و یا چندنفر تیم می شوند و به سرزمینی حمله می کنند و بدون اینکه حرکتی غیر از انگشتان خود انجام دهند. پس اگر برنامه ایی مانند پخش میکروب در خانه درست کنیم و به فرد مهاجم بگویم که خانه‌ی دوستت را در بازی با علامت گذاری میکروبی کن و دوستش باید بگردد و میکرویها را پیدا کند؛ می‌بینیم که بچه هم به حرکت در آمده است و هم با مفاهیم بهداشت آشنا شده است و هم ارتباط با دنیای واقعی خودش برقرار کرده است چراکه خیلی از بچه های ما به دلیل راحت طلبی شاید نمی دانند که مثلا چه چیزهایی در خانه وجود دارد و برای پیدا کردن یک ظرف باید حتما از پدر و مادر خود طلب نماید و اگر آنها نباشند ممکن است دچار سردرگمی شوند.( البته این نوع بازی نیاز به کنترل والدین و رعایت مسایل حریمهای خصوصی دارد)

و این مثالهایی بود که گفته شد که می توان با تغییر نگاهمان؛ یعنی بجای جدا دیدن دنیاها از هم دیگر؛ می‌توان آنها را جدا از هم ندید و این تنها برابر این نظر امکان دارد که همه چیز را صفر و یک ببینی؛ آنوقت همه چیز می تواند مفید و در تعامل قرار گیرد.

امیر رها