معرفت
00101 – راه درون رفتن

00101 – راه درون رفتن

یکی از سئوالات بشری همیشه این بوده که چگونه به درون برویم . بنظر بنده (امیر رها) می توان از راه ساده خودمان استفاده کرد که به دو صورت می باشد:
1- مدل جوششی:
یک راه اینست که افراد را به سمت ایده پردازی دعوت کنیم تا باعث خلاقیت او گردد . وقتی خلقی صورت گرفت (یعنی جوشش درونی او به بیرون بیاید) آنوقت خودبخود راه درون به بیرون باز گردیده است و مانند دربی که از داخل باز شود ؛ پس می توان به داخل رفت. بنابراین درب از بیرون باز گردد یا از داخل؛ فرد می تواند به داخل آن خانه راه یابد. هر چند اگر از بیرون به داخل بخواهیم برویم کاری بسیار سختی است مگر اینکه تو کلید درب آن خانه راه داشته باشی که در اینصورت می توانی به داخل بروی.

با خلاقیت می توان از درون به بیرون جوشید و بدین گونه راه درون باز شود و لذا می توان از بیرون به درون رفت. البته هر چقدر جوشش بیشتری داشته باشی می توانی به عمق بیشتری از درون خودت راه یابی و برای این کار تنها لازم است که آن ایده و یا علم را عرضه کنی و بگذاری دیگران از آن استفاده نمایند؛ بدین صورت می توانی باعث شوی که ایده های دیگر که پشت این ایده قرار گرفته است به بیرون بیاید و عمیق تر در درون خود گردی. و دلیل آن نیز بسیار روشن است که خدا تو را خلق کرده است و تو را جانشین خود کرده است و به تو تمام علم و قدرت عرضه را داده است. پس اگر تو آن را عرضه کنی که وظیفه بندگی خود را انجام داده ای و نباید انتظار از کس دیگری داشته باشی که قدردانی نماید و اگر آن را عرضه نکنی که وظیفه بندگی خود را انجام نداده ای.

برای مثال اگر زنی که علم خدادادی آشپزی به او داده شده است و آن را عرضه کند و توقع و انتظاری هم نداشته باشد که چرا شوهر او قدرشناس او نبوده است و با خود بگوید که این خواست خداست و من فقط وظیفه ام را انجام داده ام و می دهم؛ دیگر مشکلی ندارد چراکه وظیفه بندگی خود را انجام داده است . و او مطمئن باشد که علم دیگری در او خواهد جوشید و بیرون می آید. مثلا سفره آرایی و تزئین غذا از درون او می جوشد. و اگر فقط و فقط علم درون خود را بدون توقع عرضه نماید، مطمئن باشد که دانش و بینش بیشتری وجودش و اطرافش را فرا خواهد گرفت و در اینصورت خواهیم دید که اختلاف خانوادگی و … دیگر وجود نداردچراکه اگر فردی علم درون خود را عرضه کرده است که وظیفه بندگی داشته است و اگر نکند که کوتاهی کرده و خود را محروم از رسیدن بیشتر به علوم درونی خود نموده است. پس راه خلاقیت ؛ راهی از درون به بیرون است که بسیار از راه های دیگر ساده تر و راحت تر است.

2- مدل جنبشی
افرادی هستند که قادر به جوشش درونی به دلایلی مانند فقر مالی و … نشده اند به آنها باید کمک کنیم تا از بیرون به درون بروند . یعنی آنها را کنار خود و دیگران که خلاق هستند قرار دهیم و با مشارکت در ایده های خود ؛ آنها را به سمت درونشان هدایت کنیم تا با جوشش خود و دیگران ؛ آنها نیز به جنبش در بیایند و اینگونه راه بیرون به درون باز میشود. و این دستگیری نیز از وظایف بندگی ما است و ضمن اینکه اگر می خواهیم علم های دیگر از درون مان به جوشش در بیاید باید آن علمی را که داریم بدهیم و چه کس بهتر از آن فردی که داریم دستگیری می کنیم. و در حقیقت با دستگیری آن فرد باعث کمک به خودمان شده ایم تا علم دیگر بجوشد و باید از آن فردی که به او علم خود را عرضه کرده ایم نیز تشکر نماییم چراکه باعث تراوش و جوشیدن خودمان شده است.

بنابراین هدف این است که خلاقیت و استعداد هر فرد به ظهور برسد و بتوانند در آینده سرنوشت خود و دیگران را با « دوستی» یا همان همدلی رقم زند و فرمایش امام رضا (ع) اینست :

بزرگترین دوست عقل توست

و اینگونه سبک زندگی همه دوستی و همدلی” خواهد شد چرا که اگر به کسی علمی بدهد ؛ در حقیقت به خودش کمک کرده است تا جوشش بیشتری بتواند بکند. لذا در این هدف نباید بین فرد فقیر و غنی و یا فرد باسواد یا بی سواد فرقی گذاشت؛ چرا که اگر فرد پولدار حتی اگر مذهبی نباشد را کمک کنیم که عقلش زیاد شود و او بتواند مال خودش و یا پدرش که به او رسیده را حفظ کند؛ هم خودش به فقرا اضافه نشده است و هم با عقلی که دوستش گردیده است به همگان کمک می کند.

هدف رشد و تعالی مردم است و یک راه بسیار ساده آن خلاقیت است.

امیر رها