دلنوشته
00011- من آی نه هستم

00011- من آی نه هستم

من آی نه هستم
می گویند
تو چرا اینقدر تلخی 
و با صداقتت دیگران را  می رنجانی و می رانی
اگر تو آینه هستی
خوبست گاهی اوقات زیبایهایشان را هم نشان دهی
تا بیشتر دوستت داشته باشند
اما من می گویم چون 
 " من آینه نیستم"
بلکه
" من آی نه هستم"
یعنی : " من درد نیستم"
و مانند آن درمانگری هستم 
که در حال جا انداختن دست فردی هستم 
که از جایش در رفته
و آن فرد فریاد میزند و ناسزا می گوید 
و میخواهد دستش را از دستم دربیاورد
اما نمیداند که اگر کمی صبر کند و تحمل کند
و دستم را پس نزند ؛ درمان میشود
آری؛ من همان "آی نه هستم"
 که میخواهم به تو نشان دهد
مَلک نیستی ؛
حیوان نیستی؛ 
شیطان نیستی ؛ 
 اله نیستی
بلکه " انسان " هستی
و این نشان دادن به تو 
که سالیان است در مَلک بودی و یا شیطان و ... بودی
برای تو دردآور است. 
اما اگر کمی تحمل کنی و صبر کنی و دستم را پس نزنی
خواهی دید شفا پیدا کرده ای
چرا که انسان وجودت را نشان داده ام
همان موجودی که تمام ملائک به او سجده کردند 
و خدا او را خلیفه خویش نمود
آری؛ 
" من آی نه هستم"





امیر رها

توضیحات:
  • در فرهنگ نامه از “آی” به  معنای درد هم یاد شده
  • در فرهنگ محاوره نظامی (ارتش) به “نیست” می گویند “نه هست” پس “نه هستم” یعنی ” نیستم”
  • بنابراین باید قدر انسانی را داشت که سازه خرابی که درست کرده ای و فکر می کنی آباد است را فهمید . چراکه او به جان می خرد و آن ساختمان کج به ثریا رفته را خراب می کند. و به او نشان می دهد که این ساختمان تو ملکی و یاحیوانی و … است . و چقدر دردآور برای آن شخص است . ولی اگر صبر کند و درد را تحمل کند؛ زمینی انسانی را خواهد یافت. و این کار انسان است که او را به خودش نشان می دهد و اجازه می دهد که خودش بسازد اما اینبار ساختمانی به رنگ انسان